خرید بک لینک
يگانه جانم ، اينكه چقدر برام با ارزش و مهمى و چقدر دوست دارم و ميدونى و خب اگه بخوام مقدار و ميزانشو مشخص كنم بايد تا فردا بنويسم ! تولدت مبارك . اميدوارم هميشه خوشحال و در بهترين حالت زندگى ببينمت ، و سال به سال باشم و تولدتو تبريك بگم و ببينم كه به همه ى ارزوهات ميرسى . شاد باش و شاد زندگى كن .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:23

این روزا کلافه ، خسته ، بی حوصله ، بعضی وقتا بیخودی خوشحال و در کل خیلی قاطی ام :)) منم گوشه ی دعاهاتون جا بدین . با تشکر

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

خسته شدم ازینکه همش اونی باشم که درک میکنه که ساکته که دعوا راه نمیندازه که بد جواب نمیده ..توی همچین موقعیتایی حس یه ادم ضعیف بهم دست میده نه یه ادم باشعور نه یه ادم بافکر...همیشه همین بوده ، پر از ح

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

از دویدن و نرسیدن ، ازینکه هرچقدر تلاش میکنم نمیشه ، ازینکه همیشه اخرش بد تموم میشه خسته شدم. حسِ یه احمق لوزره بی عرضه رو دارم.نمیدونم چجوری ادامه بدم ، نمیدونم اصلا راهی برای ادامه دادن هست یا نه..

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

درسته که این مدت خیلی عصبانی و ناراحت بودم ولی همینجا اعلام میکنم که تموم شد و دوباره سعی میکنم با روحیه ادامه بدم..خیلی زود هم برمیگردم و نمیزارم اینجا زیاد خاک بخوره !

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

امید داشتن خیلی سخته ، هرچقدر میخوام مثبت فکر کنم و اروم به خودم میگم درست میشه مثله همه ی روزای بد اینم میگذره و از پسش برمیای و فقط سعی کن به گذشته فکر نکنی..همه ی خاطرات هجوم میارن ، چشا تار میبینن و قرمز میشن و میبینم که نمیشه .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

بعضی وقتا از خودم و کارایی که میتونم انجام بدم میترسم .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

چرا فکر میکنین ادمای عصبی, نمیتونن منطقی, باشن ؟ من واقعا منطقی, ام فقط بعضی وقتا لازمه منطقمو با صدای بلند به دیگران بفهمونم که خب اونم از درک بالای دیگرانه !

وی همیشه حق را به خود میدهد (و صدالبته که حق هم واقعا با منه) و دیگران همیشه او را مقصر میدانند .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

میتونست چی بشه چی شد، میتونست چی بخواد چی خواست ..

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

دارم کم کم ترسهامو پاک میکنم و باهاشون کنار میام ، فکرای ازاردهنده رو میزنم کنار و سعی میکنم قوی باشم ، روز به روز ادمای بیشتری رو میزارم کنار و چقدر این روزا بی پرواتر حرف میزنم ..حتی داد و بیداد میکنم . چقدر این شخصیت عجیب غریبه ولی دارم با خودم کنار میام .

+ شاید نشه درد و از زندگی پاک کرد ، ولی میشه باهاش زندگی کرد .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

از تلفن که از سال 92 فقط وسیله ای برای شنیدن خبرهای بد بوده متنفرم . از تردید برای برداشتن تلفن و از خبرهای ناگهانی هم متنفرم . از تسلیت گفتن هم بیزارم ..بلد نیستم دلداری بدهم . تنها جمله ای که بعد از حرف های روتین ِ تسلیت گفتن از دهانم خارج شد "قوی باشین ..هرچند سخت بالاخره میگذره " بود ، حرفی که بلافاصله بعد از گفتنش پشیمان شدم ، حرفی که تداعی کننده ی چهره ی فلاکت بارِ پنج سال پیش خودم بود .

صَبر صَبر صَبر ..خدایا بهشون صبر بده .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 9:12

صفحه بندی